سخن دل
اعتکاف
همنشيني با قدسيان و فرشته خويان است.
اعتکاف
سنت اسلام است، سنت اسلام ناب محمدي.
معتکف روزه اش، نمازش، حضورش در مسجد و ديگر اعمالش
مايه تقرب است.
اعتکاف عهد مودّت و ميثاق مجدد با پروردگار است.
اعتکاف
تمرين انقطاع از غير
اِلهي
هَب لِي کَمالَ الاِنقِطاعَ اِلَيکَ
اعتکاف فرصتی برای
پیرایش دل از زنگار گناه است.
اعتكاف ، همراه با
مراعات
آداب و شرايط آن، در
حقيقت ورود به عرصه ي « جهاد اكبر » و
مبارزه با نفس
است.
متن
اعتکاف را سکوت و صوم و بيداري و خلوت و ذکر و راز و نياز مداوم، تشکيل
مي دهد.
اعتکاف در حقيقت، در خانه ولايت وقوف پيدا کردن و در
خانه دل و نهانخانه
با حق،
سخن گفتن و از غير، لب فرو بستن و به خدا پيوستن است.
اعتکاف، پشت پا زدن به تعلقات نفس است. معتکف مي کوشد
تا از فرش زمين
نفس، به
عرش آسمان دل، پرواز کند و در آشيانه دوست، منزل گزيند.
اعتکاف، عاشقان را به طواف حرم امن الهي يعني دل مي برد
"القلب حرم
الله" و
نفس را با اسم "حافظ حق" نگهبان دل قرار مي دهد "وَ لا تُسکِنْ
حَرَمَ
الله غَيرَ الله"
اعتکاف
انسان در پيشگاه حق را زمان خاص و وقت خاص نيست؛ زيرا که عارف
را حضور
دائم يابد که حضور دايمش، اعتکاف اوست و انقطاع الي الله به طور
مداوم،
زبان حال و قال اوست؛ اين اعتکاف چند روز در مسجد جامع هر شهري، ظل
و آيت و
علامتي از براي آن اعتکاف حقيقي انسان است؛ تا کدامين صاحبدلي
بدين
بارگاه قدس الهي بار يابد.
معتکفان
دائمي را که زبان "هو، هو" دارند، از آن عالم، خبري است و آن
را که
خبر شد، خبري باز نيامد. چه اينکه حقايق ملکوتي خوش نشين اند و تا
قلب را
آرام و دل را خالي از غير نبينند فرو نمي آيند و از عالم بالا تنزل
نمي کنند.
معتکف شدن در مسجدي براي چند روزي براي همگان ميسر است؛
ولي
معتکف در
خانه حق شدن و دل را به صاحبدل دادن و استقامت در طي مسير داشتن
کاري است
بس دشوار. راه دشوار است و تن از کار ترسان است ياران دل خريدار
است کاين
ره، راه جانان است، ياران
اعتکاف
به دفتر دل رسيدن و طلسم را گشودن و از اسرار غيب آگاه شدن و به
قيام
قيامت جان رسيدن است. اعتکاف به حساب خود رسيدن است قبل از آنکه به
حسابش
برسند "حاسَبُوا قَبلَ اَن تُحاسَبُوا".
اعتکاف
صاحبدل، رحلِ اقامت افکندن و وصف دل را تا قيامت جان شنيدن است
و در دل
شب نيز از نواي سينه و ناي گلو، هاي و هوي برآوردن است.
اعتکاف،
روزه گرفتن، سکوت کردن و از غير و نامحرم دور شدن و از معاشرت
پرهيز
کردن و از حرف و کلام غير، تبري جستن و با همنوعان خويش که همدل
اند، انس
داشتن و از لذايذ مادي، دوري گزيدن و از زندان نفس آزاد شدن و با
غسل و
نيت، جان را تطهير کردن و با عمل ام داوود، دستور العمل از کاملان
گرفتن
است. خود را يافتن و دل بدان کامل واصل سپردن و در نهايت، قرآني شدن
است؛ که
"لا يمَسُّهُ اِلّا المُطَهّرونَ؛ جز پاکان نبايد آن را مس کنند."
براي
نيل به هدف بزرگ تزکيه و تهذيب نفس و سر و سلوک، آدمي را اعتکاف
بايد؛
اعتکاف در محيطي خلوت و ملکوتي، به دور از هياهوي زندگي؛ اعتکاف در
حقيقت
راز و نياز با خالق و فارغ از خويشتن شدن و توجهي خاص به مبدأ
آفرينش و
مرکز قدرت و عزت و سعادت يافتن.
در عصر سلطه ماديت، بر سراسر جوامع انساني، دنيا طلبي
معيار برتري و
عزت
گرديده و از دين و معنويت که ريشه در اصل و فطرت بشر دارد جز شبحي کم
رنگ،
چيزي بر جا نمانده. چه زيبا و شيرين است که اهل معني در خلوتي
روحاني،
در خانه خداي خود به اعتکاف نشسته و خود را به درياي بيکران رحمت
دوست
سپرده و از او براي گذر از اين مرحله سخت ياري جويند.
ماه
رجب
ارزشمند است، ماه سلوک و زدودن زنگارهاي شيطاني از آيينه دل است؛ ماه
ولايت و
برافروختن چراغ معرفت در شبستان وجود است؛ ماه رجب گاهِ اعتکاف
است.